سرزمین عاطفه ها

متن مرتبط با «فراسوی خیال» در سایت سرزمین عاطفه ها نوشته شده است

فراسویِ خیال

  • نیلوبلاگ

    در فراسویِ خیال xa0 کودکیxa0 را دیدم xa0 تاب بازی می کرد xa0 و چه زیبا با آن دل خود را ناز نازی می کرد xa0 دو قدم مانده به دریاچهِ مهر xa0 کنجxa0 آنxa0 برکهِ سِحر xa0 من جوانی دیدم xa0 نرم و آهسته به سویی می رفت xa0 به گمانم عطف را xa0 در ته جادهِxa0 رویایی xa0 در کنار کلبهِxa0 شیدایی xa0 در میان دشت بی پروایی xa0 یافته بود xa0 و چه صادق می رفت xa0 در لب باغچهِ شور و شعف xa0 آدمک را دیدم xa0 دیدگانش تر بود xa0 و وجودش تهی از عشق و امید xa0 شعر می گفت شعری از یأس و نومید xa0 سر آن قلهِxa0 وار x...

    ادامه مطلب